جمعه ۴ مهٔ ۲۰۱۲

اشکال از خزعلی ها نیست، اشکال از ماست که همچنان منتظریم یک اسلام گرا برایمان آزادی به سبک غرب بیاورد


این جمله را ساکنین ایران بارها شنیده اند ، مواظب باشید زمانی که عوامل فراری سلطنت طلب و منافقین برای شما هورا می کشد در حال گل زدن به دروازه خودی هستید . جملاتی که بارها از زبان آیت الله خامنه ای و همفکران وی شنیده شده است . جمله ای خنثی و بدون تاثیر که برای فعالین آزادیخواه درون ایران  بی معنی است . ایرانیان خارج از کشور که هنوز به کشور عشق می ورزند و نسبت به اتفاقات درون ایران حساس هستند اولا همگی سلطنت طلب و منافق نیستند (و از این درگذریم که این دو اصطلاح در حال از دست دادن بار منفی سابق هستند ) و در ثانی همپوشانی عقاید مسئله عجیب و اشتباهی نیست . خارج نشینان ایرانی هستند ، بیگانه نیستند و حق دارند به تعریف و تشویق هم فکران خود در داخل بپردازند. اما اگر آیت الله خامنه ای و اطرافیان از اندکی هوش بیشتر برخوردار بودند و جمله فوق را به شکلی دیگر بیان می کردند که اندکی چاشنی واقعیت نیز به همراه داشته باشد شاید تاثیر بیشتری بر فعالین درون کشور می گذاشتند و می توانستند موجبات انشقاق داخل نشینان و خارج نشینان را بهتر فراهم آورند . اگر چنین مفهومی را کار می کردند : " مراقب باشید عوامل سلطنت طلب و منافقین تنها زمانی برای شما هورا خواهند کشید که دقیقا در راستای اهداف آن ها عمل کنید . پس به این ها دل نبندید ، اهمیت ندهید ، پشتوانه نسازید و بزرگ نکنید که کافی است قدمی بر خلاف میل آن ها بردارید، نظری بر خلاف نظر آن ها بگویید تا یک شبه شما را از عرش اعلی به زمین گرم بکوبند"
عبارت دوم دور از واقعیت نیست و تاثیر مخرب تری نسبت به فرم اول خواهد داشت . اما چرا چنین واقعیت تلخی شکل گرفته است ؟

چهارشنبه ۴ آوریل ۲۰۱۲

اختلاف مخالفین جمهوری اسلامی از جنس همان چهار نفری است که رفتند انگور بخرند !

گویند که در قرعه کشی بانک ملی 10 دلار به صورت مشترک به چهار نفر ایرانی ، آمریکایی ، فرانسوی  ، آلمانی  رسید . این چهار تا دوست هم به سرعت ده دلار رو از بانک گرفتند و سوار بر موتور به سمت بازار رفتند . در بازار ایرانی به دوستانش گفت که من هوس انگور کرده ام که میوه ای بسیار لذیذ است و آب خوشمزه ای دارد . آمریکایی اخماش رو تو هم کرد گفت : نو نو ! آی هو ا نیو فروت فور یو . وی میک واین فرام ایت . ایتس گراپس ! فرانسوی که تا حالا اسم انگور و گراپس به گوشش نخورده بود گفت که ده دلار رو بدن و رایسین بگیرن و حتما حدس زده اید که رفیق آلمانی هم تقاضای ترابن نمود . خلاصه کم کم اختلاف نظر شکل جدی تری به خود گرفت و کار به زد و خورد و بزن بزن کشید. در همین حال مرد پیری با ریش های دراز و عینک دودی که از عرض خیابان می گذشت به آن ها رسید و گفت : ای عزیزان !! شما هم که مثل اپوزسیون جمهوری اسلامی دچار مشکل زبان نفهمی هستید . هر چهار نفر یک میوه می خواهید و یک مقصود در سر می پرورانید . چهار دوست سابق این جمله که شنیدند ، ده دلاری وانهاده ، جامه ها بدریدند و سر بر بیابان نهادند . چند دقیقه بعد مردی انگلیسی از راه رسید و ده دلاری مچاله شده را از روی زمین برداشت و با آن عصاره مانده انگور خرید و خنده ها بزد.


دوشنبه ۱۹ مارس ۲۰۱۲

ماحصل سال نود برای جنبش سبز چه بود ؟ سال نود ویک چه وقایعی را انتظار می کشیم؟

 وقایع سال نود را از دو نگاه می توان بررسی کرد :
 نگاه اول نگاه درون گراست . جنبش آزادیخواهانه مردم ایران چقدر توانست در جهت رسیدن به اهداف خود تلاش کند ؟ اگر پاسخ در چهارچوب کادرسازی ، شرکت و شکل دهی به نافرمانی های مدنی ، گسترش و تعمیق ارتباط با بدنه جامعه و ... باشد پاسخ چندان دندان گیر نیست .اما اگر از دید حاکمیت نیز پرسیده شود که حاکمیت چقدر توانست در این سال شکاف میان ملت و دولت را پر کند ؟ چقدر توانست مشروعیت از دست رفته اش را بازسازی کند ؟ نه تنها پاسخ دندان گیر نیست بلکه می توان گفت که ریزش دندان های جمهوری اسلامی شدید تر هم شده است . به نظر می رسد که مبارزه نیروهای آزادیخواه و جمهوری اسلامی به یک نقطه تعادل و فرسایشی رسیده است و در ادامه هیچ کدام از طرفین قادر به تحرک آنچنانی به نفع جبهه خودی نیست .
نگاه دوم نگاهی برون گراست . تحولات بین المللی تا چه حد توانسته است جمهوری اسلامی را ناتوان کند ؟ پاسخ به این سوال مثبت است . ساختار های اقتصادی در سال نود به شدت تحت فشار قرار گرفته اند و رو به نابودی هستند . همچنین خطر حمله نظامی جمهوری اسلامی را به شدت تهدید می کند . این وضعیت جمهوری اسلامی را هر روز به لبه پرتگاه نزدیک تر می کند . و این رژیم به زودی مجبور خواهد شد که یا بازی قمار و انتحار مبارزه و ماندن تا آخرین لحظه را انتخاب کند، یا وارد معامله بزرگ با غرب شود و یا با دادن امتیازاتی مردم و بدنه اجتماعی را با خود همراه کند .
انتخاب مسیر اول از سوی حاکمیت احتمالا منجر به رویارویی سخت میان غرب و ایران خواهد شد و در این صورت نقش جنبش بیشتر نظاره تا زمان ضربه اول خواهد بود . و پیش بینی شرایط پس از آن بسیار سخت است.
انتخاب حالت دوم بدترین شرایط ممکن را پیش روی مردم ایران خواهد گذاشت . حالتی که با نامه نگاری های اوباما و خامنه ای کلید خورده است. رژیم بر سر برنامه هسته ای به توافقاتی با غرب می رسد . برنامه هسته ای متوقف می شود و متعاقب آن غرب چشمش را بر روی سرکوب داخلی خواهد بست . فردای معامله بزرگ روزهای سخت باقی مانده نیروهای آزادیخواه درون ایران شروع خواهد شد . جمهوری اسلامی تلاش خواهد کرد در فرصت به دست آمده به سرعت باقی مانده عناصر بی بصیرت ، متمایل به سبز ، فعالین فرهنگی سیاسی و ... کلیه عناصری که ممکن است زمانی موی دماغش شوند را کنسل کند . در این صورت وظیفه فعالین خارج از کشور بسیار سنگین است که اجازه چنین معامله ای را ندهند.
حالت سوم اما بازی پیچیده ایست که یک سوی آن نوید پیروزی و به دست آوردن درصد قابل قبولی از خواسته های جنبش آزادیخواهانه و همچنین جلوگیری از وقوع جنگ خانمان سوز است و در سوی دیگر خطر فریب مردم و غرب در آن واحد و تولید سوپاپ اطمینان و تخلیه حجم انبوه فشار ایجاد شده بدون رسیدن به نتیجه ملموس را به دنبال دارد . در این حالت حاکمیت به دنبال آزادی های محدود اجتماعی و شاید سیاسی ، دلجویی از مردم ، توبیخ و حتی تنبیه عوامل سرکوب ، برکناری احمدی نژاد و همچنین شروع تعاملات سازنده با غرب (و نه تعطیلی برنامه هسته ای )... خواهد رفت که با تقویت و تحکیم پایگاه اجتماعی و بین المللی خود خطر حمله نظامی را به حداقل برساند. و اما این که در برابر این بازی احتمالی حکومت چه روشی می بایست در پیش گرفت . و آیا می توان در این کنش و واکنش به رسیدن به قسمتی از اهداف امیدوار بود و یا به صورت کامل آن را کنار گذاشت و در انتظار جنگ نشست ؟ به هر رو می بایست فعالانه در مورد حالات مختلف و نحوه واکنش بحث کرد ، پیشنهادات مختلف ارائه شود .وگرنه منفعلانه با وقایع پیش رو مواجه خواهیم شد و فرصت های احتمالی را از دست خواهیم داد.

خلاصه این که به نظر می رسد سال نود و یک سال نتیجه گیری است. یا حکومت و مردم نتیجه گسست و تضاد شدید را خواهند دید و ایران صحنه جنگ خواهد شد و احتمالا پس ازپرداخت بهایی سنگین جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد ، یا حکومت معامله بزرگ و کثیف خود را انجام خواهد داد و در موضع برتر قرار خواهد گرفت و یا حالت سوم اتفاق خواهد افتاد . آینده نه چندان دور پاسخ این سوال را که احتمالا حالت اول است را خواهد داد .

سه‌شنبه ۶ مارس ۲۰۱۲

موضوعات داغ روز لینک های بالاترین را نابود کرده اند


حد نصاب لینک های اجتماعی و سیاسی به طرز نامعقولی بالا رفته اند . با ادامه این وضع تنها لینک هایی داغ می شوند که در موضوعات داغ ارسال شده باشند . اما چرا این اتفاق افتاده است ؟ مطابق تعریف بالاترین موضوع داغ به هر خبری که به صورت موقت مهم شده باشد اطلاق می شود . در نتیجه روزانه شاهد موضوعات داغ بسیاری هستیم که موجب داغ شدن لینک های مرتبط می شوند و حاصل افزایش لینک های سیاسی و اجتماعی فرستاده شده موضوع داغ در صفحه اصلی است . سیستم خودکار بالاترین هم به علت کاهش لینک ها در موضوعات دیگر حد نصاب این لینک ها را هر روز بالا و بالاتر می برد تا به جایی که به وضعیت امروز رسیده ایم و دیگر لینک های خوب و تحلیلی را در صفحه اول نمیبینیم. جهت حل این مشکل سه راه کار پیشنهاد می گردد. در این پیشنهاد ها سعی شده است از روش های قهرآلود پرهیز شده باشد  :
1-      به نظر میرسد میبایست در تعریف موضوع داغ تجدید نظر صورت گیرد ، به عنوان مثال این تعریف : موضوع داغ به خبری اطلاق میشود که به صورت موقت مهم شده باشند و همچنین به عنوان تیتر یک یا دو در چند رسانه معتبر کار شده باشد .
2-      لینک های ارسال شده در موضوعات داغ عموما تکراری هستند . می توان سایر لینک های تکراری را فیلتر نمود و تنها به اولین لینک ارسالی (و یا لینکی که از اولین سایت تولید کننده خبر ارسال شده است) اجازه مشاهده در صفحه موضوع داغ داد . در صورتی که در فرصت دو ساعته ده لینک غیر مشابه در موضوع داغ ارسال نشد ، موضوع داغ حذف گردد . نتیجه این کار این است که اولا اشتیاق کاربران برای ارسال لینک خبری مشابه در موضوع داغ فروکش خواهد کرد و دوما موضوعات داغ زمانی ایجاد خواهند شد که لینک های متنوع در مورد خبر وجود داشته باشد .
3-      گزینه ای با نام "این لینک تحلیل است" در زیر لینک های سیاسی و اجتماعی اضافه شود . در صورتی که توسط کاربر این گزینه تیک بخورد ، لینک مذکور با هفتاد یا هشتاد درصد حد نصاب معمول لینک های اجتماعی یا سیاسی داغ شود . و البته تیک خوردن اشتباه این گزینه با مجازات روبرو شود . این کار موجب میشود که لینک های تحلیلی شانس بیشتری برای داغ شدن پیدا کنند
  

جمعه ۲ مارس ۲۰۱۲

آیا حکومت تمامی فضای مجازی را تسخیر کرده است و یا ما این قدر احمقیم ؟

تمام فضای مجازی پر شده است از حمله و یا دفاع از رای دادن و یا ندادن خاتمی ! جهت گیری اخبار به نحو شگفت آوری در جهتی است که موضوع تحریم انتخابات و رای ندادن مردم تحت تاثیر قرار گرفته است

رای دادن خاتمی بجا و شایسته بود


می گویند که خاتمی رای داده است و حتما از فرداست که سیل حملات نسبت به وی آغاز شود . وی را متهم به خیانت خواهند کرد و به همین بهانه جنبش سبز و اصلاح طلب ها را زیر سوال خواهند برد . همان چیزی که خواست حکومت است . خطر خاتمی برای حکومت از تمامی اشخاص دیگر بیشتر است چرا که از معدود صداهایی است که هنوز خاموش ، خفه ، زندان و حصر نشده است . این حملات همان چیزی است که حاکمیت می خواهد . این آرزوی حاکمیت است که خاتمی در چشم افکار عمومی تخریب شود .
اما برای قضاوت در مورد خاتمی می بایست جایگاه عمل وی را مورد توجه قرار داد . خاتمی در جایگاه یک نیرو نزدیک به کاست قدرت اما در خدمت جنبش سبز به فعالیت می پردازد . بنا براین رفتار وی متفاوت است یک اپوزسیون که در خارج از کشور به کنش می پردازد و یا یک عضو جنبش سبز در داخل که به قیمت حذف صدایش تمام قد در برابر رژیم ایستاده است. این آرزوی حکومت است که به نحوی خاتمی را به طور کامل حذف نماید ، خود را نجات دهد . به همین دلیل است که همواره بازوی رسانه ای جمهوری اسلامی سعی در سوق دادن وی به سمت لایه های خارجی تر حکومت و سر انجام حذف وی دارد . اما خاتمی با هوشمندی خاص تا کنون در برابر این  حملات مقاومت کرده است . چرا که کمکی که وی با ایفای نقش فعلی به جنبش آزادیخواهی مردم ایران می کند بسیار زیادتر از حالتی است که وی در نقش یک اپوزسیون تمام عیار ظاهر شود . خاتمی به خوبی می دانست که چنین رای دادنی وی را به کلی از چشم مردم خواهد انداخت . اما چرا چنین چاقویی در شکم خود فرو کرد ؟ من در رای دادن خاتمی شجاعتی می بینم که تنها از یک  انسان بزرگ بر می آید . می دانی که حکومت هیچ گاه تو را خودی حساب نخواهد کرد و می دانی که رای دادنت احتمالا نابودی تمامی محبوبیتت را به دنبال دارد اما رای می دهی تا صدای مردم در حاکمیت حفظ شود.


پنجشنبه ۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۲

حرکتی هوشمندانه از جانب شورای هماهنگی راه سبز امید ؟ حضور در خیابان در 11 اسفند و خانه نشینی در 12 اسفند !


این ایده هوشمندانه به نظر می رسد. 1- این ایده فرصت تبلیغ به خیابان آمدن در شب قبل از انتخابات را فعالین جنبش سبز می دهد و جامعه را نسبت به این حضور و دنبال نمودن اخبار حساس و آگاه می کند 2- این تبلیغ حکومت را نسبت به اعتراضات احتمالی در 12 اسفند هوشیار نمی کند و احتمالا موجب تغییر برنامه ریزی شده در آرایش نیروهای امنیتی (که بالغ بر نود درصد آن ها در حوزه های رای گیری مستقر هستند نخواهد شد ) در این روز نخواهد شد 3-  طی روز ها و آخرین ساعات پایانی مانده به انتخابات می توان براوردی از میزان اقبال عمومی به دست آورد و آن گاه بر روی این مسئله مهم و استراتژیک تصمیم گیری کرد که آیا با توجه به شرایط بهتر است روز 12 اسفند را مردم در خانه بمانند و یا با استفاده از درگیری غالب نیروهای امنیتی در حوزه های رای گیری به خیابان آمده و چند نقطه و میدان مهم را فتح کنند و بمانند . 4- در هر دو حالت جنبش آزادیخواهی مردم ایران پیروز است  اگر این نتیجه حاصل آید که توان حضور در خیابان را نداریم و مردم در روز انتخابات در خانه بمانند و بتوان سکوت مرگ آور را بر شهر ها حاکم کرد پیام واضح و روشنی برای گوش های کر حاکمیت فرستاده خواهد شد ، و اگر اقبال عمومی بالا بود و تصمیم بر آمدن به خیابان گرفته شد می توان امیدوار بود که بتوان از خالی بودن خیابان ها از نیروهای امنیتی استفاده کرد و جمعیت انبوهی را که در صورت عدم حضور جدی نیروهای امنیتی به سرعت به تعداد آن ها اضافه می شود را به خیابان آورد و چند میدان مهم را تا آن جا که بتوان فتح نمود و نگه داشت . آن گاه باید تظاهرات را هر روز تا چهارشنبه سوری کش داد و با اندکی شانس و اقبال روز چهارشنبه سوری را تبدیل به روز اعتراض فراگیر در تمام کشور نمود .